مواد معدنی

  عناصر معدنی نقش مهمی را در عملکرد سیستم ایمنی از طریق افزایش تأثیر بر روی تنظیم فشار اسمزی و به عنوان کوفاکتور و کاتالیزور آنزیمی بر عهده دارد و همچنین از طریق بهبود عملکرد هورمونی اعمال سیسم ایمنی را تنظیم می‌کند.  غلظت سدیم، کلر، سلنیوم، منگنز، مس، آهن و کبالت جیره، پاسخ‌های ایمنی را تحت تأثیر قرار می‌دهند به طوری که فرم‌های معدنی این عناصر کمتر از فرم‌های آلی جذب می‌شوند و لذا زمانی که عناصر معدنی در جیره به فرم کلیت باشد، پاسخ ایمنی بیشتر است.

  سدیم و کلر

  سدیم و کلر به همراه پتاسیم نقش کلیدی را در ثبات توازن اسمزی مایعات داخل و خارج سلولی بر عهده دارد. کمبود نمک جیره باعث کاهش عملکرد سیستم ایمنی می‌شود به طوری که در سطح 14 / 0 درصد سدیم ویا 21 / 0 درصد کلر تیتر آنتی‌بادی افزایش می‌یابد. در جیره‌های حاوی مقادیر کمتر از 14 / 0 درصد سدیم و 17 / 0 درصد کلر پاسخ های ایمنی همورال کاهش می‌یابد.

 افزودن مقادیر مناسب نمک تیتر آنتی‌بادی را بهبود می‌بخشد. راهکار افزودن کلر به عنوان یک تغییر دهنده ایمنی تحت شرایط استرس گرمایی در شرایط کنترل شده قابل توصیه می‌باشد. تحقیقات ثابت کرده است که یک پاسخ ایمنی مشخص همورال در طیور به سطوح پایینی از مواد معدنی موجود در جیره غذایی بستگی دارد. به عنوان مثال پاسخهای ایمنی همورال در جوجه های گوشتی به میزان سدیم و کلر موجود در جیره غذایی این دسته از طیور بستگی دارد. جوجه های گوشتی‌ای که جیره غذایی عادی از سدیم و کلر دارند میزان آنتی‌بادی‌های کمتری نیز در بدنشان وجود دارد. بایستی توجه داشت که میزان کلر و سدیم در تعادل باشند زیرا عدم تعادل این دو کاهش ایمنی را در بر خواهد داشت.

 روی Zinc

 نقش روی در ایمنی از طریق افزایش تیموسیت‌ها و تعداد سلول های لنفوسیت T  و فعالیت سلول های دفاعی و نوتروفیل ها و همچنین تولید ماکروفاژ‌ها و آنتی‌بادی ها و تولید اینترفرون و کاهش نفوذپذیری سلول در مقابل ویروس می‌باشد. روی همچنین برای بهبود عملکرد تیمومیلین‌ها و تکثیر لنفوسیتها و تولید متا آنزیمهایی مانند DNA  و RNA  پلی‌مرازها مورد نیاز می‌باشد. کمبود روی جیره علاوه بر کاهش تولید اینترلوکین-2 باعث حافظت از یکپارچگی اندام های لنفوئیدی و عملکرد سلول های T  میگردد. کمبود روی در جیره مرغان مادر، تیترآنتی‌بادی را به نسبت آنتی‌ژن گلبول های قرمز گوسفند را درنسل بعدی کاهش می‌دهد، بر عکس پس از افزودن روی به جیره پاسخ به آنتی‌بادی ها در نسل بعد را افزایش می‌دهد. چندین مطالعه محدود نشان می‌دهد که با افزودن مقادیر بالاتر روی (220 mg / kg)  در جیره‌های مرغ‌های مادر هیچ تأثیر معنی‌داری بر روی عملکرد ایمنی سلولی و هورمونی وجود ندارد، تفاوت گزارشات این چنینی ممکن است در نتیجه تفاوت در غلظت‌های به کار رفته روی و یا اثر متقابل بین سایر مواد مغذی در جیره‌های پایه مورد استفاده در آزمایشات تغذیه‌ای باشد. در جیره مرغ مادر افزودن روی به فرم کلیت شده با میتونین باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی و افزایش تیترآنتی‌بادی در نسل بعد و مقاومت بر علیه سالمونلا و ا‌کولای خواهد گردید.

 متخصصان تغذیه در شرایط استرس معمولاً بدون هیچ وقفه‌ای میزان مواد معدنی موجود در جیره‌های طیور را افزایش می‌دهند. در شرایط استرس افزایش میزان مس و کاهش میزان آهن گزارش شده است. از جدی‌ترین عوامل استرس‌زایی که طیور با آن مواجه هستند بیماری است. به دلیل نیازهایی که پروتئین فاز حاد در شرایط بیماری دارند در این گونه چالش‌ها متابولیسم مواد معدنی به صورت رادیکالی تغییر پیدا می‌کنند. در شرایط استرس‌زا غلظت روی در سرم خون کاهش می‌یابد، این کاهش به دلیل فراخوانی روی از ذخایر پلاسما در جهت ساخت  Metallothionein  جدیدتر در کبد و سایر بافت‌ها می‌باشد.

Metallothionein  روی را به عنوان کوفاکتور در جهت استفاده توسط  metallothionein  و سایر پروتئین‌های فاز حاد آماده می‌کند. ژانگ (1993)  اظهار نمود که آب آشامیدنی شور میزان آنزیم کربنیک آنهیدراز (یک آنزیم وابسته به روی) را در مخاط رحم کاهش می‌دهد. با افزودن مکمل روی، میزان کربنیک آنهیدراز (یک پروتئین باندکننده کلسیم) افزایش می‌یابد و موجب کاهش نقائص پوسته می‌گردد. کید و همکاران (1996) نقش روی را در سیستم آنزیمی درگیر در اغلب جنبه‌های سیستم ایمنی توصیف کردند.

 مس

  درطی فاز حاد سیستم ایمنی سلولهای کبد و ترشح پروتئین فاز حاد را بر عهده دارند که باعث افزایش مقاومت جوجه بر علیه آلودگی های عفونی می‌گردد.  سروپلاسمین یکی از پروتئین‌های مهم از این گروه می‌باشد که به عنصر مس به عنوان کوفاکتور نیاز دارد. سروپلاسمین از طریق از بین بردن رادیکال های آزاد تولید شده در فاگوسیتوز باعث حفاظت پرنده می‌شود. بنابراین در شرایط ابتلا به آلودگی های عفونی احتیاجات مس افزایش می‌یابد. سوپراکسید اسموتاز وابسته به مس و روی در واقع در سیتوزول باعث غیرفعال شدن رادیکال های آزد می‌شود. به طور کلی نیاز به مس در هنگام بروز عفونت‌ها نسبت به حالت معمولی افزایش می‌یابد. معمولاً به منظور افزایش ایمنی و افزایش سلامتی جوجه‌ها افزودن سطوح 125 تا 250 میلی‌گرم مس را توصیه می‌کنند.

 فرم کلرید مس در مقایسه با سولفات مس نقش مؤثرتری را برای افزایش سلامتی روده بر عهده دارد و به عنوان یک ماده میکروب کش بر علیه آلودگی های ا‌کولای و سالمونلا تجویز می‌شود. فراهم کردن مس به فرم کلیت، همراه با اسید آمینه تأثیرات مثبتی را دارد. در شرایط چالش، مس سرولوپلاسمین را به عنوان یک آنتی‌اکسیدان محافظتی مهار می‌کند. در واقع مس یکی از اجزای سازنده ضروری پاسخ فاز حاد است. کمبود مس، سرولوپلاسمین آزاد شده در خلال التهاب را کاهش می‌دهد. سطح مس در یک غذا نشان ‌دهنده کوتاه ترین تأثیر مقاومت گوسفند به آلودگی و عفونت باکتریایی است (Woolliams et al 1986).

 سیاه چرده اسکاتلندی بیان کرد که اصل توده خاک مستعد به کمبود مس بیشترین آسیب‌پذیری به آلودگی میکروبی را دارد. مکمل مس در افزایش مقاومت آنها و میزان بقای آن موثر است. در یک بررسی از 65 بره مختلف که میزان مس در خون کمتر از 3 میکرومول بر لیتر داشتند، تلفات و مرگ ومیر از 2 به 10 درصد متغیربود. حال آنکه در سطح 4 میکرومول در خون تلفات بیشتر نبوده در کل مس می‌تواند باعث کاهش پاسخ آنتی‌بادی ها شود و اضافه کردن مس به جیره غذایی طیور می‌تواند باعث افزایش پاسخ اولیه آنتی‌بادی ها شود.

  آهن

  نقش آهن در ایمنی از طریق کاهش ناگهانی در غلظت آهن در سرم در حین فاز اولیه عفونت ارزیابی شود. افزودن آهن به جیره نشان داده است که باعث افزایش فعالیت ضد باکتریایی ماکروفاژ‌ها در کبد و طحال جوجه‌های مبتلا می‌شود.  میزان سرزندگی در جوجه‌های آلوده به سالمونلا گالیناروم همراه با افزودن  mg / kg 100  آهن در جیره حاوی mg / kg200  آهن افزایش می‌یابد. اما یکی از جالب‌ترین مکانیسم‌های دفاعی که حیوانات بر علیه بیماری ها بکار می‌گیرند حذف آهن از چرخه تولید می‌باشد. در مدت بیماری آهن از چرخه تولید جدا شده و در مکان‌هایی که دور از دسترس باکتری‌ها و انگلها می‌باشد قرار می‌گیرند.

Weinberg  در سال 1974 میلادی حول و حوش 32 سال قبل این روند جداسازی را ایمنی غذایی نام گذاری کرد (Nutritional Immunity).  این موضوع توسط آزمایشات متعددی به اثبات رسیده است. از سوی دیگر با توجه به تحقیقات صورت گرفته پس از گذشت یک ساعت از بحران بیماری جذب آهن از طریق لوله گوارش به شدت کاهش می‌یابد.

 آهن یک فاکتور جالب توجه و عاملی اصلی است که در هر کدام از حالات کمبود یا اضافی می‌تواند سیستم ایمنی را به خطر بیندازد. کوتاه ترین مدرک دال بر این است در پاسخ به آلودگی باکتریایی یا ویروسی، کاهش سطح آهن یا کمبود آن باعث کمک به بهبودی می‌شود. اعتقاد بر این است که یک ترکیب ‌کننده حفاظتی مهم از فاز حاد در پاسخ به آلودگی با عفونت با پاستورلاهمولیتیکا (که یک پاتوژن تنفسی بزرگ برای گاو و گوسفند است) وجود دارد. سلول های تنظیم کننده آهن برای تعیین واکسن نیاز به یک ترکیب‌کننده پروتئین دارند، زیرا دارای قدرت آنتی‌ژن هستند. اگر آهن یک افزودنی بزرگ است، کلید نگهدارنده پروتئین شروع‌کننده به شناسایی تولید آنتی‌بادی شاید پنهان و پوشیده باشد.

  سلنیوم

  سلنیوم یک عامل تحریک‌کننده در خوک، طیور و نشخوارکنندگان است.

Cilinago  و همکاران در سال 1984 جوجه‌های گوشتی‌ای را که ویتامینE  در جیره خود داشتند را با اووسیت‌‌های کوکسیدیوز تلقیح کردند و با استفاده از سطوح مختلف سلنیوم (از 1 / 0 تا  1  پی‌پی‌ام) در جیره مشاهده کردند که اگر سلنیوم توانایی تأثیرگذاری را داشته باشد پرنده‌ها از عهده کوکسیدیوز بر می‌آیند آن ها مشاهده کردند که اگر 25 / 0 ppm  سلنیوم در جیره جوجه‌ها باشد باعث کاهش مرگ و میر افزایش سودمندی (05 / 0P<)  می‌شود و سطوح 25 / 0 ppm  سلنیوم در جیره باعث افزایش شمار لوکوسیت‌ها در خون بعد از آلودگی با کوکسیدیوز می‌شود و باعث تقویت ایمنی می‌شود. محققان نشان داده‌اند که کاهش نوتروفیل‌ها به علت کاهش فعالیت گلوکاتیون پراکسیداز و سلنیوم است. زیرا سلنیوم یکی از اجزای اصلی گلوتاتیون پراکسیداز است. وقتی که فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز کاهش می‌یابد منجر به تجمع پراکسید و هیدروکسید لیپید در سطح نسبی نوتروفیل‌ها می‌شود. سلنیوم و ویتامینE  با هم مکمل هستند و ویتامینE  در بیشتر کردن جذب سلنیوم مهم است.

  منگنز

  منگنز نقش مهمی در توسعه و ترمیم و حفاظت از بافت های اپیتلیال دارد. آنزیم سوپراکسید اسموتاز وابسته به منگنز در میتوکندری موجب فعال شدن رادیکال های آزاد شده در داخل سلول می‌گردد. فرم آلی این مواد معدنی، پاسخ آنتی‌بادی را نسبت به عفونت‌های بیماری بورس، برونشیت عفونی و نیوکاسل در مرغان مادر را افزایش می‌دهد. در خلال پاسخهای ایمنی پرنده به استرس‌ها، میزان منگنز در لولهCastro Intestinal  و ریه‌ها و بسیاری دیگر از بافت‌های طیور افزایش یافته است. دلیل آن نیز می‌تواند این باشد که این ماده معدنی به عنوان یک فاکتور سوپراکسیداسیون به صورت خود به خود فراهم می‌شود. به هر حال در هنگام استرس، تغییراتی بسیار جزئی در سطح چرخه منگنز رخ می‌دهد.

  کبالت

  اثرات مفید کبالت بر روی سیستم ایمنی عمدتاً مربوط به اثرات مثبت آن در سنتز پروتئین و عملکرد اندام های لنفوئیدی می‌باشد. افزودن مکمل (5 / 0 تا 1 درصد وزن بدنmg / kg)  عملکرد سیستم دفاعی میزبان بر علیه عفونت یا واکسیناسیون بیماری نیوکاسل در جوجه‌های گوشتی را افزایش می‌دهد.

  افزودنی‌های بیولوژیکی

  بره موم Propolis

 بره موم یکی از تولیدات فرعی زنبور عسل می‌باشد. این ماده توسط زنبور عسل از غنچه گل ها، پوست و صمغ درختان جمع‌آوری و جهت پرکردن شکاف ها، تنگ کردن سوراخ های تهویه، ترمیم شکستگی، جلا دادن سطح کندو، محکم کردن اتصال قاب ها، ضدعفونی کردن سلول ها و در نهایت مومیایی کردن حشراتی که به داخل کندو راه یافته اند مورد استفاده قرار می‌گیرد. بره‌موم دارای 25 درصد موم، 50 درصد صمغ، 15 درصد روغن‌های فرار و 10 درصد گرده گل می‌باشد. از تجزیه شیمیایی آن ترکیباتی مانند فلاونوئیدها، فلونیک‌ها، اسیدسینامیک، اسیدکافئیک، وانیلین و اسیدفرولیک استخراج می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد که کار برد بره موم در جیره طیور سبب افزایش عمل سیستم ایمنی می‌شود. Bonomi  و همکاران در آزمایشات خود 30 میلی‌گرم از محلول بره موم در جیره مرغان تخم گذار به مدت 12 ماه استفاده کردند و تفاوت معنی‌داری در تولید تخم‌مرغ، وزن تخم‌مرغ و خوراک مصرفی مشاهده نمودند.

Quichanqoing (1995)  اثرات بره موم را در بالا بردن سیستم ایمنی بدن در جوجه‌های گوشتی را ارزیابی کردند و گزارش نمود بین میزان بره موم در جیره و بالا رفتن ایمنیت بدن رابطه مستقیمی وجود دارد و در زمان استفاده از بره موم در جیره غذایی اندازه غده تیموس و غده‌های دیگر لنفاوی را بزرگتر از گروه شاهده مشاهده کرد. استفاده از محلول بره موم در مرغ های تخمگذار در کل دوره تیتر پادتن خود را در سطوح مختلف استفاده از بره موم نسبت به گروه شاهد بالا برد و تفاوت معنی‌دار بود (01 / 0P<).

 Giurgea  و همکاران (1984) نیز در آزمایشات خود با استفاده از محلول بره موم در جیره جوجه‌های گوشتی افزایش مقدار پادتن تولید شده را در مقایسه با گروه شاهد مشاهده کردند. استفاده از محلول روغنی بره موم در سطح 40 میلی‌گرم در کیلوگرم جیره بر روی عملکرد و سیستم ایمنی اثر خوبی داشته و عامل تولید بیشتر تیترپادتن و نیز افزایش وزن غده تیموس در مقایسه با گروه‌های شاهد می‌باشد.

  پروبیوتیک‌ها

  پروبیوتیک‌ها ترکیبات میکروبی زنده‌ای هستند که مستقیماً به جیره دام و طیور اضافه می‌شوند و اثر مطلوبی بر عملکرد و سلامت آنها دارند . در طیور سالم تعداد لنفوسیت‌ها بیشتر از سایر گلبول های سفید در خون است. عوامل استرسزا با تحریک هورمون ACTH  و هورمون های غدد فوق کلیوی موجب افزایش نسبی تعداد هتروفیل‌ها به لنفوسیت‌ها در طیور می‌شوند. براساس نتایج بدست آمده محققان، مصرف 1 / 0 درصد پروبیوتیک همراه جیره پایه موجب افزایش معنی‌دار تعداد گلبول های سفید در مقایسه با گروه‌های شاهد گردید (05 / 0P<)، نتایج نشان داده‌اند که افزودن پروبیوتیک موجب کاهش نسبت هتروفیل به لنفوسیت در گروه‌های مصرف کننده پروبیوتیک نسبت به گروه‌های شاهد گردیده، به طوری که بین گروه مصرف کننده 1 / 0 درصد پروبیوتیک با گروه شاهد تفاوت معنی‌داری مشاهده شد (05 / 0 P<).

 بدن حیوان، میکروارگانیسم‌های پروبیوتیک را که در یک غلظت بالا وارد بدن  (دستگاه گوارش) می‌شوند را به عنوان یک موجود خارجی در نظر گرفته و سیستم دفاعی و ایمنی را در مقابل این میکروارگانیسم‌ها فعال و تحریک می‌نماید، که نتیجه آن افزایش تعداد گلبولهای سفید خون و دیگر ترکیبات ایمنی‌زا است.  زیست‌یار باکتریایی نه تنها ایجاد بیماری نمی‌کنند بلکه از تکثیر و رشد باکتری‌های بیماری‌زا در دستگاه گوارش طیور نیز جلوگیری کرده و موجب افزایش جمعیت میکروفلور مفید در سیستم گوارشی آنها می‌شوند.

 تحقیقات دیگر نشان داده است بعضی از باکتری‌های موجود در پروبیوتیک‌ها، خصوصاً لاکتوبایسل‌ها قادر هستند سیستم ایمنی بدن را تحریک نمایند (فولر  1992).

 مصرف سطوح مختلف زیست‌یار باعث افزایش معنی‌دار تعداد گلبول های سفید گردیده است (05 / 0P<).  افزایش در تعداد گلبول های سفید را می‌توان نوعی ایمنی زایی ناشی از مصرف زیست‌یارها دانست. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که افزایش تعداد لنفوسیت‌ها در خون متعاقب افزایش تعداد گلبول های سفید خون، می‌تواند در تحریک سیستم ایمنی بدن حیوانات نقش مهمی را ایفا نماید.

 این مطالعه با هدف بررسی اثر سطوح مختلف موادمغذی بر تقویت سیستم ایمنی طیور صورت گرفت که با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیقات مختلف مشخص شد که جیره غذایی اثرات مستقیم و غیر مستقیم بر روی شدت و اثر گذاری پاسخ ایمنی خواهد داشت.

 سطوح مختلف مواد مغذی جهت ایجاد کفایت ایمنی و پاسخ ایمنی در حد مطلوب به میزان زیر پیشنهاد می شود:

  انرژی:

 تامین انرژی لازم بر اساس نیازهای هر سویه، که تامین میزان 2300   KCAL / KGانرژی قابل متابولیسم است اثرات مثبتی را بر پاسخ ایمنی دارا است.

  لیپیدها:

 استفاده از اسیدهای چرب غیر اشباع N-3  باعث بهبود پاسخ ایمنی میگردد و استفاده از 6درصد چربی در جیره پیشنهاد میگردد که استفاده از روغن ماهی به میزان 25 / 2درصد جیره و همچنین استفاده از مخلوط روغن کتان و پی باعث افزایش تولید آنتی بادی و بهبود عملکرد ایمنی می شود.

  پروتئین و اسید آمینه:

 افزایش سطح پروتئین تا 23 درصد ابتلا به آلودگی ای کولای را به طور معنی داری کاهش می دهد و همچنین کاهش سطح پروتئین جیره در هنگام ابتلا به کوکسیدیوز تلفات را از 23درصد به 8درصد کاهش می دهد. همچنین تامین میزان  6 / 0  تا 8 / 0 درصد متیونین و همچنین تامین میزان پیشنهاد شده مورد نیاز جهت رشد توسط NRC  از اسید آمینه های سیستئین ، لوسین ، والین و ایزولوسین به نسبتهای مناسب و بتائین و آرژنین جهت افزایش ایمنی لازم است.

 ویتامینA

 به میزان 1500 تا 8000 IU / KG  موجب افزایش ایمنی می شود.

  ویتامینE:

 به میزان 200 تا 300 mg / KG  موجب افزایش ایمنی می شود.

 ویتامینC 

 به میزان 200 تا 400 mg / KG  موجب افزایش ایمنی می شود.

  ویتامینD 

 به میزان 2500 تا 3500 IU / KG  موجب افزایش ایمنی می شود.

  ویتامین های ب کمپلکس:

 این ویتامین ها مخصوصاّ B12 B6 B2  به میزان دو برابر مقدار پیشنهادی NRC  موجب افزایش ایمنی می شود.

  سدیم:

 در سطح 3 / 0 تا 4 / 0 درصد جیره برای افزایش ایمنی مفید است.

 کلر:

 در سطح2 / 0 تا 25 / 0 درصد جیره برای افزایش ایمنی مفید است

 مس:

 در سطح 125 تا 250 mg / kg  موجب افزایش ایمنی و سلامتی جوجه ها می شود.

  روی:

 در سطح 220mg / kg  موجب افزایش ایمنی و سلامتی جوجه ها می شود.

 آهن:

 در سطح 300 mg / kg  موجب افزایش ایمنی و سلامتی جوجه ها می شود.

 سلنیوم:

 در سطح 25 / 0 ppm  باعث تقویت ایمنی و سلامتی جوجه ها می شود.

 کبالت:

 به میزان 5 / 0 تا 1 درصد وزن بدن mg / kg  باعث بهبود عملکرد سیستم دفاعی میزبان می شود.

  بره موم:

 در سطح 40 mg / kg  موجب تقویت ایمنی و سلامتی جوجه ها می شود.

  پروبیوتیک ها:

 در سطح 1 / 0 درصد جیره باعث تقویت ایمنی طیور می شود.

 مشاهده می شود که سطوح پیشنهاد شده مورد نیاز جهت افزایش ایمنی بیشتر از سطوح پیشنهاد شده جهت تولید نگهداری و رشد توسط NRC1994  می باشد که بیشتر تغییرات جداول نیازهای غذایی اخیر مربوط به احتیاجات بیشتر طیور به مواد مغذی جهت تامین یک پاسخ ایمنی مطلوب می باشد.

منابع(Refrence)

  1-      بیژن پور، م. 1384. دامپروروان ( مجله تخصصی مرغداران و دامپروران ایران). شماره 40 .

  2-      طاهری، ا. م.ع. .1383. سنبله( ماهنامه علمی، فنی، کشاورزی، زیست محیطی ). شماره134

  3-      Balnave,D.and S.K.Muheeraza.1997.Improving eggshell quality at high temperatures with dietary sodium bicarbonate.Poult.Sci.76:588-593.

  4-       Fakler,T.M.,C.J.Rapp,T.L.Ward,and A.B.Johnson.2002.The effects of organic sources of zinc, manganese, and copper on egg production and quality in laying  hens. Proc.Amer. Assoc. Swine ve 20:158-163.

  5-      Kita, K., I. Hohmura, and J. Okumura. 1997. Influence of dietary zinc methionine supplementation on eggshell quality in laying hens under hot climate environment. Jpn. Poult. Sci. 34:21-26.                                         

  6-      Klecker ,D.O.,L. zeman, P.Jelinek, and Bunsova.2002. Effect of manganese 

  7-      and zinc chelates on the quality of eggs. Acta univ Agric.etsilvic. Meandel Brun 50.59-68.  

  8-      Keshavars, K.1986.The effect of dietary levels of calcium and phosphorus on performance and retention of these nutrients by laying hens.Poul.Sci.65:114-121.       

  9-      Lim,H.S. and I.K.Paik.2003.Effect of supplementary mineral methionine chelates (Zn,Ca and Mn) of performance and eggshell quality of laying hens .J. of  Asia.Australia.Anim.Sci.  16:1804-1815.          

  10-     Mongin, P., 1980. Electrolytes in nutrition . 3 rd Int. Minerals conf. Orlando, Florida. Jan . 16, 1980. ppl- 16.       

  11-    silversides, M.F.1993. The effects of withdrawal of vitamin and trace mineral supplements from layer diets on egg quality and trace mineral composition.British Poultry  Sci 42:77-80.

  12-    Sahin, N., M. Onderci, and K. Sahin. 2002. Effects of dietary chromium and zinc on egg production, egg quality, and some blood metabolites of laying hens reared under low ambient temperature. Biol. Trace Elem. Res. 85:47-58.

  13-    Sazzad,H.M.,A.G.Bertenchi,and P.T.C.Nobre.1994.Egg production, tissue deposition and mineral metabolism in two strains of commercial layers .J .Anim Feed Sic .and Technol.46:271-275.

  14-     Smith , M.O., I.L.Sherman, L.C.Miller,and K.R.Robbins.1995. Relative biological activity of manganese from Mn proteinate, MnSO4 and MnO in broilers reared at elevated temperatures. Poultry Sci.74:702- 707. 

  15-    Vohra, P.,and F.H.Kratzer.1964. In flounce of various chelating on the magnesium of zinc. J.Nutr. 82: 249.