.
با تحريک دام توسط ماشين شيردوشي يا مکش توسط گوساله، اکسي توسين از هيپوفيز پسين ترشح شده و با تاثير روي سلولهاي مايواپيتليال باعث افزايش خروج شير مي شود. براي چندين سال اين تنها مکانيزم شناخته شده جهت خارج نمودن شير از پستان بود. و اکسي توسين نيز تنها هورمون شناخته شده جهت خارج نمودن شير و افزايش توليد بود. اکسي توسين قطع نظر از ترشح آن توسط هيپوفيز پسين، توسط جسم زرد نيز توليد و در فصل توليدمثلي به طور مکرر ترشح مي شود، اين ترشحات اکسي توسين مستقل از مرحله شيردهي دام مي باشد. اکسي توسين توليد شده توسط جسم زرد با تاثير روي انتقال شير از آلوئول به سيسترن پستاني باعث افزايش و تسهيل ترشح شير مي شود. اثرات اکسي توسين در جهت خارج نمودن شير از بين آلوئولها اولا باعث کاهش اثرات فشار روي سنتز شير شده و ثانيا اثرات مربوط به FIL را کاهش مي دهد.
اثرات شيرساز اکسي توسين همچنين توسط تحريک مستقيم جريان خون به سمت پستان هم توضيح داده مي شود. اين اثرات ثانويه اکسي توسين باعث مي شود که مواد غذايي وهورمون هاي موثر در سنتز شير به راحتي در اختيار پستان قرار گيرند.
يک احتمال ديگر هم وجود دارد: اکسي توسين ممکن است که ب وط مستقيم روي سلولهاي اپيتليال تاثير بگذارد به عنوان مثال با تزريق طولاني مدت اکسي توسين در گاوهاي شيرده توليد شير به خصوص در مرحله سير نزولي کاهش شير، افزايش مي يابد. اين نتايج ممکن است با اثرات گالاکتوپويه سيز اکسي توسين ارتباط داشته باشد. اکسي توسين احتمالا قادر است با تحريک سلولهاي پستاني باعث تکثير و ازدياد اين سلولها شود. در نهايت اثرات گالاکتوپويه سيز مستقيم اکسي توسين روي سنتز شير در غده پستاني ممکن است وجود داشته باشد که باعث افزايش توليد شير مي شود. اين هورمون همچنين ممکن است روي به طور مستقيم روي سلولهاي ترشحي اثر گذاشته و فعاليت ترشحي آنها را تحريک کند. بر طبق اين اکسي توسين باعث تسريع انتقال داخل و بين سلولي کازئين و به همراه آن افزايش انتقال و فعاليت ترشحي مي شود. سرعت ترشح کازئين به علت تنها اثرات مکانيکي انقباضي سلولهاي مايواپيتليال نمي باشد، بلکه مرحله اي که پروتئين هاي تازه تشکيل شده از شبکه اندوپلاسمي جهت بسته بندي وارد دستگاه گلژي شده و اين مرحله نياز به انرژي داشته که نيازمند فعاليت اکسي توسين مي باشد.
اخيرا ما اثرات مضاعف اکسي توسين در داخل بافت پستاني مشاهده کرده ايم اين اثرات نه تنها به خاطر فعاليت انقباضي اين هورمون مي باشد بلکه اثرات مستقيم روي سلولهاي ترشحي پستان مياشد.

..
نتيجه گيري
اثرات اکسي توسين :

1- افزايش خروج شير از پستان با مکانيسم انقباض
2- کاهش فاکتورهاي موضعي روي توليد و ترشح شير (FIL)
3- افزايش جريان خون به سمت پستان
4- تاثير مستقيم روي متابوليسم پستاني

..
تداوم شيردهي به نگهداري فعاليت شماري از سلولهاي ترشح کننده شير در مراحل شيردهي بستگي دارد. زماني که گاوهاي شيري براي دو بار در روز دوشيده مي شوند، افزايش در توليد شير بعد از زايش تا پيک شيردهي به علت افزايش در فعاليت و تعداد هر کدام از سلولهاي ترشحي و اتحاد سلولهاي اضافي اپيتليال پستاني مي باشد. بعد از پيک شيردهي، کاهش توليد شير به علت کاهش تعداد و فعاليت سلولهاي اپيتليال پستاني مي باشد. در دوران شيردهي تنها 0.3% سلولهاي پستاني در طي هر 24 ساعت تکثير مي شوند. اين سرعت تکثير جهت جايگزين شدن سلولهاي پستاني تا پايان شيردوشي کافي مي باشد. شيوه هاي مديريتي مي تواند روي تداوم شيردهي تاثير داشته باشد. سوماتوتروپين گاوي (BST) ممکن است با افزايش تکثير سلولهاي و تغيير و تبديل آنها در پستان باعث افزايش تداوم شيردهي شود
تعداد سلولهاي اپيتليال پستاني، و فعاليت ترشحي شان تعيين کننده منحني شيردهي مي باشد، با توجه به نوع گونه، افزايش در تعداد و فعاليت سلولهاي ترشحي پستاني، جهت محاسبه ميزان شير توليدي در پيک توليد مورد استفاده قرار مي گيرد. برعکس کاهش در تعداد سلولهاي پستاني يا فعاليت ترشحي آنها جهت محاسبه کاهش توليد شير در بعد از پيک مورد استفاده قرار مي گيرد. مديريت و بيماري از فاکتورهاي موثر در تکثير و مرگ ومير سلولهاي پستاني در دوره شيردهي مي باشند. آگاهي در مورد سلولهاي پستاني که قادر به تکثير و ازدياد هستند و راههاي تنظيم تکثير و مرگ و مير سلولها ممکن است زمينه اي ايجاد کند که باعث تغيير در تداوم شيردهي شود. اگر تداوم شيردهي ( طول مدتي که گاو شير مي دهد) افزايش يابد سودهاي سرشاري براي پرورش دهنده خواهد داشت. هر عاملي که باعث کاهش سير نزولي منحني شيردهي شود، باعث بهره وري بيشتر در توليد شير خواهد شد. با افزايش مدت زمان شيردهي، گاو شيري مدت زمان کمتري در قبل از زايش و خطرات ناشي از آن قرار خواهد گرفت.
مديريت صحيح مي تواند باعث نگهداري بيشتر سلولهاي پستاني شود و باعث افزايش تداوم شيردهي شود. ممکن است از ديگر اهداف مديريتي، حذف دوره خشکي بين شيردهي هاي متوالي باشد. در طي اين مدت نوسازي سلولهاي پستاني تسريع مي شود، شايد سلولهاي بنيادي (Progenitor) به طور خاص اهميت داشته باشند. در اين بررسي تغييرات در تکثير و مرگ و مير سلولهاي پستاني در طي دوره شيردهي بحث خواهد شد.
تعداد سلولها، و ترشحات و فعاليت هاي سلولي در طي دوره شيردهي: کينکت و پيکر تعداد سلولهاي پستاني و فعاليت ترشحي آنها را در طي دوره شيردهي در بز تخمين زدند ( کينکت و پيکر 1984b) اين کار توسط گرفتن بيوپسي هاي ( نمونه هاي) مکرر از بافت پستان و بررسي تغييرات در غلظت اسيدهاي نوکلئيک و فعاليت ترشحي آنزيم ها مورد ارزيابي قرار مي گرفت. زماني که اين اطلاعات با حجم پستان مقايسه مي شد، باعث پيش بيني در همه پستان مي شد. ( به اين طريق پستان را از اين نظر ارزيابي مي کردند) اين تحقيق اثبات مي کند که افزايش توليد شير در اوايل دوره شيردهي، در ابتدا به خاطر افزايش تعداد سلولها و سپس به خاطر افزايش فعاليت ترشحي هر سلول پستاني مي باشد. بعد از پيک کاهش توليد شير به خاطر کاهش تعداد سلولهاي ترشحي مي باشد. همچنين در انتهاي شيردهي که همراه با آبستني بود فعاليت ترشحي در هر سلول پستاني نيز کاهش مي يافت.
اخيرا آناليز مقايسه اي تغييرات در شمار سلولهاي پستاني، و فعاليت ترشحي در طي شيردهي در گاوهاي شيري انجام شده است ( کاپوکو و همکاران 2001a) افزايش توليد شير در اوايل شيردهي تنها به علت افزايش فعاليت ترشحي در هر سلول مي باشد، زيرا هيچ افزايش در تعداد سلول قبل از پيک مشاهده نشد. کاهش توليد شير بعد از پيک تنها به علت کاهش تعداد سلولهاي ترشحي مي باشد ( کل DNA پستاني) فعاليت ترشحي هر سلول برآوردي از مقدار شير توليدي در هر واحد DNA پستاني مي باشدکه قبل از پيک شيردهي، افزايش مي يابد اما با جلو رفتن شيردهي تغييرات معني داري در آن مشاهده نمي شود. درک اينکه اين اطلاعات مربوط به گاوهاي چند شکم غير آّبستن هستند مهم است.( کاپکو و همکاران 2001a) زماني که گاوها به طور همزمان شير مي دهند و آّبستن مي شوند ظرفيت فعاليت ترشحي سلولها با پيشرفت آبستني کاهش مي يابد زيرا نيازهاي متابوليکي شيردهي و آبستني مخالف و ضد هم مي باشند. اين در انتهاي آبستني مشخص است زماني که تعداد سلولهاي اپيتليال افزايش مي يابد و به طور همزمان توليد شير کاهش مي يابد.